ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
313
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
بخارى و مسلم و ابو داود و نسائى و ترمذى و مالك از عباس بن ربيعه نقل كردهاند كه گفت : ديدم عمر حجر الأسود را مىبوسيد و مىگفت : مىدانم كه تو سنگى بيش نيستى و سود و زيانى نمىرسانى و اگر نديده بودم كه رسول خدا تو را مىبوسيد ، نمىبوسيدم مسلم و نسائى در روايت خود اين را اضافه نمودهاند كه ديدم رسول خدا در كنار تو پاى را برهنه مىكردند و بوسيدن را نياورده است . حطيم و حجر به گفته ابن عباس حطيم به ديوارى گويند كه بر حجر كشيده شده است . ازرقى از ابن جريج نقل كرده است كه حطيم ميان حجر الأسود و مقام ابراهيم و زمزم و حجر اسماعيل قرار دارد ؛ يعنى جايگاهى است محصور ميان مغرب كعبه و حجر و مشرق مقام و زمزم ، در كتابهاى حنفيه ، حطيم را به قسمتى كه ناودان در آن قرار گرفته است گويند ؛ زيرا اين منطقه قسمتى بوده كه از كعبه جدا شده است . حجر ديوارى است كه حطيم بدان احاطه شده است . ازرقى گفته است : ابراهيم عليه السّلام حجر را در كنار خانه ساخت و سقفى از چوب بوتههاى اراك بر آن نهاد كه پناهگاه بزان و آغل گوسفندان بود . همچنانكه گفتيم هنگامى كه قريش ساختمان كعبه را تجديد نمودند ، به علت كمى پول مقدارى از فضاى كعبه را به حجر اضافه كردند و پس از آن ابن زبير در هنگام تعمير خانه ، مجددا آن را به كعبه افزود . در صحيحين از عايشه نقل شده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به عايشه فرموده است : اى عايشه ، اگر نه اين است كه قوم تو به تازگى كافر بودهاند ، كعبه را ويران مىكردم و آن مقدارى را كه از طول آن كاستند به مقدار 6 ذرع بدان مىافزودم و براى آن دو درب بر روى زمين قرار مىدادم ؛ يكى درب شرقى و ديگرى درب غربى و در روايت ديگرى آمده است كه : اگر قوم تو تصميم گرفتند كعبه را از نو بسازند بيا تا نشانت دهم كه چه اندازه از آن كاستهاند و حدود هفت ذراع را به او نشان داد . در كتاب مسلم از عطاء نقل مىكند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اگر مردم به تازگى كافر نبودند ، هر آنچه پول در اختيار داشتم نسبت به تقويت ساختمان كعبه خرج مىكردم و از